تبليغاتX
کتیبه

وقتی من بمیرم

من تنها کسی هستم که  گریه نمی کنم .

When I die

I am alone person that don’t cry.

.............................................................

آرزو

پسرک سرش را بالا برد و به آسمان چشم دوخت.

رد نور از آسمان رد شد.

پسرک آرزو کرد که امشب آنقدر پول گیر بیاورد که بتواند برای پدرش یک پژو 206 بخرد .

همان شب پدرش هنگام عبور از خیابان با یک پژو 206 تصادف کرد و مُرد و 20 میلیون ارث برای پسرش گذاشت.

The wish

The boy carried up his head and gaze to the sky.

The trace of light crossed of the sky.

The boy wished catches so money tonight that he could buy the Peugeot-206 for his father.

Same night, when his father crossed the street, collide by the peugeot-206 and die and bequeath 20 million for his son

.............................................................

آواز عاشقانه

زن نشسته بود بالای قبر مستطیلی شکل و با سنگ رویش می کوبید.

-          وحید ، کاش می شد قبل از اینکه بری می فهمیدی که من صابون رو کف حموم نذاشته بودم که تو هم روش لیز بخوری ، با اینکه دوستت نداشتم.

مرد که کنار قبرش نشسته بود نیشخندی زد و گفت : حالا همه چیزو می فهمم !

Amorous song or serenade

The woman had sat down over the rectangular grave and trap over it with stone.

-          Vahid, O that you understood before you came I don’t put the soap floor the bathroom that you slip over it although I didn’t love you.

The man that sat down beside his grave, grinned and said: now, I understand all things

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 10:24 توسط لیلا میرعیسی خانی |

جیمز جویس (James Joyce)، در سال 1882 در دوبلین به دنیا آمد. در مدرسه اصحاب یسوع درس خواند و در سال 1898 وارد دانشگاه دوبلین شد و در سال 1902 در رشته زبان‌های جدید فارغ‌التحصیل گشت. در سال 1902 به پاریس رفت تا طب بخواند، اما به دلیل بیماری مادرش به وطن بازگشت. او در دوبلین حرفه معلمی را پیشه کرد و تعدادی شعر نیز منتشر ساخت. اولین کتابش Chamber music در سال 1907 منتشر شد. در سال 1914 مجموعه داستان‌های کوتاهش را به نام دوبلینی‌ها و رمان A Portrait و تنها نمایش‌نامه‌اش را با نام Exiles منتشر کرد. جویس در سال 1920 به پاریس رفت سرانجام در سال 1922 رمان مشهور خود، اولیس، را منتشر کرد. آخرین اثر او Finnegans Waks نام دارد که در سال 1939 چاپ شد. جویس به علت آغاز جنگ در سال 1939 از پاریس خارج شد و پس از مدت کوتاهی به زوریخ در سویس رفت و در سال 1941 در آن‌جا درگذشت.

پختگی سبک جویس در آثار اولیه او آشکار است. در مجموعه داستان‌های کوتاه او «دوبلینی‌ها» لایه‌های معنایی متعددی از خلال جزئیات به ظاهر ساده حاصل می‌شود. ارائه ذهنیت شخصیت به شیوه غیر مستقیم در داستان گل رس از نکات بارز سبک جویس است که در رمان معروف او اولیس جلوه‌های متنوعی، از جمله «سیلان ذهن»، می‌یابد.

داستان کوتاه گل رس را می توانید در ادامه مطلی بخوانید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 10:23 توسط لیلا میرعیسی خانی |

فرانک اوکانر (۱۹۶۶-۱۹۰۳) نویسنده ایرلندی، که نام اصلی اش مایکل جان ادونوان است، در سال۱۹۰۳ در کورک ایرلند به دنیا آمد.  بعد از تحصیل در مدرسه برادران مسیحی نتوانست تحصیلاتش را در دانشگاه ادامه دهد، بنابراین مدت ها شغل کتابداری را پیشه کرد و در حین کار، سخت به مطالعه پرداخت و زبان بومی اسکاتلندی را فرا گرفت .  اوکانر در اوایل دهه۱۹۲۰ به خاطر فعالیت های سیاسی اش، مدتی را در زندان گذراند و در دهه۱۹۳۰ ریاست تئاترِ «ابی ایرلند» را برعهده گرفت.  دوران کودکی و جوانی او در کتاب های «تک فرزند» و «پسر پدرم« که به ترتیب در سال های۱۹۶۱ و۱۹۶۹ چاپ و منتشر شد، به طور مفصل شرح داده شده است.  فرانک اوکانر از بنیانگذاران داستان های کوتاه مدرن است.  او در اغلب داستان هایش، که بسیاری از آنها در مجله «نیویورکر« به چاپ رسیده، تصویری واقع گرایانه از زندگی روزمره مردم ایرلند را ارایه می دهد که به همراه صفات و خصوصیات آنها و با چاشنی طنز و بذله گوییِ شعر گونه بیان شده است.  فرانک اوکانر در۱۰ مارس۱۹۶۶ در دوبلین زندگی را بدرود گفت .

آثار فرانک اوکانر عبارتند از : مهمانان ملت - استخوان بندی مبارزه - ژله سیب صحرایی-  داستان های فرانک اوکانر- خویشاوندان بومی - یاد داشت های یک مسافر- آینه در راه - صدای تنها - داستان های بیشتری از فرانک اوکانر - تاریخ ادبیات ایرلند - The Common Chord

داستان كوتاه آخرين اعتراف را مي توانيد در ادامه مطلب بخوانيد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 17:35 توسط لیلا میرعیسی خانی |

شرلی هاردی جکسن (۱۹۱۶-۱۹۶۵) نویسنده آمریکایی بود. معروفترین اثر وی داستان کوتاه لاتاری است که برای اولین بار در مجله نیویورکر به چاپ رسید و از مشهورترین داستان‌های کوتاه قرن بیستم است.

آثار شرلی جکسون :

رمان ها : « آشیانه پرنده ، The Road Through the Wall (۱۹۴۸) ، Hangs man (۱۹۵۱) ، Life Among the Savages (۱۹۵۳) The Bird's Nest (۱۹۵۴) ، Raising Demons (۱۹۵۷) ، The Sundial (۱۹۵۸) ، The Haunting of Hill House (۱۹۵۹) ، We Have Always Lived in the Castle (۱۹۶۲) »

داستان کوتاه : « لاتاری، The Lottery and Other Stories (۱۹۴۹) ، Come Along With Me (۱۹۶۸) ، Just an Ordinary Day (۱۹۹۶) »

کتاب کودکان : « The Witchcraft of Salem Village (۱۹۵۶) ، The Bad Children (۱۹۵۹) ، Nine Magic Wishes (۱۹۶۳) ، Famous Sally (۱۹۶۶) »

داستان کوتاه لاتاری را می توانید در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 10:23 توسط لیلا میرعیسی خانی |

مارسل پروست با نام کامل والنتین لویی ژرژ اوژن مارسل پروست چهل روز پس از پایان خونین کمون پاریس در اوتوی (امروزه حومهٔ «پاریس») به دنیا آمد. پروست در سال ۱۸۸۰ برای نخستین بار دچار حملهٔ بیماری آسم شد.

در خلال سال‌های ‎۱۸۸۸-۹ در کندورسه به کلاس فلسفه رفت که دبیر آن «ماری آلفونس دارلو» (۱۹۲۱-۱۸۴۹) بر تربیت فکری او اثر بسیار گذاشت، با نشریهٔ ادبی دبیرستان به نام Revue Lilas همکاری کرد و پایش به محافل اشرافی باز شد.

مارسل پروست در ۱۵ ژوئیه ۱۸۸۹ دیپلم ادبی گرفت. در نامه‌ای به آناتول فرانس (که در «جستجو» همان «برگوت» نویسنده‌است) می‌نویسد که از چهار سال پیش کتاب‌های او را حفظ کرده‌است. در ماه نوامبرسال ۱۸۸۹ دورهٔ یک سالهٔ سربازی داوطلبانهٔ پروست در هنگ ۷۶ پیاده اورلئان آغاز شد. در ۱۸۹۰ در دانشکدهٔ حقوق پاریس نام‌نویسی کرد.

در سال ۱۸۹۱ گذشته از دانشکدهٔ حقوق بطور نامرتب در کلاس‌های «آلبر سورل» و «آناتول لوروا بولیو» در دانشکدهٔ علوم سیاسی و در کلاس‌های «برگسون» در سوربن شرکت کرد. در سال ۱۸۹۲ فعالیت‌های ادبی جدی پروست آغاز شد و او همکاریش را با نشریهٔ le Banquet شروع کرد. در این نشریه ۱۵ مقاله از پروست چاپ شد که بعدها در کتاب خوشی‌ها و روزها دوباره منتشر شد. در این سال او با آناتول فرانس آشنا شد. در رفت و آمد هرچه بیشتر به محافل اشرافی به «کنتس لور دوشنیه» (یکی از الگوهای «دوشس دو گرمانت») دلبسته شد. در سال ۱۸۹۳ رمان بی‌اعتنا را نوشت که می‌توان آن را نخستین طرح عشق سوان دانست. در ۱۰ اکتبر لیسانس حقوق خود را دریافت کرد. سال ۱۸۹۴ تدارک لیسانس ادبیات در سوربن با درس خصوصی نزد دارلو فراهم گشت.

در ماه مارس سال ۱۸۹۵ لیسانس ادبیات خود را نیز دریافت کرد. در ماه ژوئن در مسابقه‌ای برای گرفتن سمت دستیار کتابدار در کتابخانهٔ مازارن پاریس برنده شد. نگارش رمان «ژان سنتوی» آغاز شد.

در سال ۱۸۹۶ رمان بی اعتنای وی در نشریهٔ زندگی معاصر چاپ شد. همچنین ۴ شعر از او که رینالدو هان برای آنها آهنگ ساخته‌بود نیز به چاپ رسید. در ۱۳ ژوئن همان سال چاپ کتاب «خوشی‌ها و روزها» ی وی با مقدمه‌ی‌ آناتول فرانس و تصاویر مادلن لومر منتشر شد. در فوریهٔ سال ۱۸۹۷ با ژان لورن روزنامه‌نگاری که پروست را به همجنس‌گرایی متهم کرده بود، دوئل کرد. سال ۱۸۹۹ آغاز علاقهٔ پرشور پروست به آثار «جان راسکین» هنرشناس انگلیسی است. او ترجمهٔ تورات آمیین راسکین را در همین سال آغاز کرد (که در ژوئن سال ۱۹۰۲ ترجمهٔ تورات آمیین را به پایان می رسد و سال ۱۹۰۴ تورات آمیین منتشر می شود.) . سال ۱۹۰۶ در آپارتمان شمارهٔ ۱۰۲ بولوار هوسمن ساکن شد. دیوارهای اتاق خوابش را با لایه‌ای از چوب‌پنبه پوشاند تا سر و صدای بیرون در آن رخنه نکند. ترجمهٔ کنجد وسوسن‌ها اثر راسکین را منتشر کرد. پروست در ژانویهٔ سال ۱۹۰۸ نگارش جستجو را آغاز کرد. سال ۱۹۰۹ او هر گونه رفت و آمد را کنار گذاشت و یکسره به نوشتن پرداخت. نخستین نگارش عشق سوان در همین سال به پایان رسید.

سال ۱۹۱۳ پس از شکست تلاش‌های بسیارش برای قبولاندن اثر به چند ناشر، سرانجام انتشارات برنار گراسه می‌پذیرد که «در جستجوی زمان از دست رفته» را در سه جلد به خرج نویسنده چاپ کند. «طرف خانه سوان» در نیمهٔ دوم نوامبر منتشر شد.

در سال ۱۹۱۸ پروست مقدمه‌ای برای گفته‌های نقاش نوشتهٔ ژاک امیل بلانش نوشت. در ماه ژوئن «در سایهٔ دوشیزگان شکوفا» و مجموعه مقالات pastiches et Melamges چاپ شد. در ماه نوامبر جایزهٔ ادبی گنکور به «در سایهٔ دوشیزگان شکوفا» تعلق گرفت. پروست ناگهان معروف می‌شود.

او در سال ۱۹۲۰ بخش اول «طرف گرمانت»، در سال ۱۹۲۱ بخش دوم «طرف گرمانت» و بخش اول «سدوم و عموره» و در سال ۱۹۲۲ بخش دوم «سدوم و عموره» در سه جلد را چاپ می‌کند. در میانهٔ اکتبر این سال پروست به برونشیت دچار شد و روز هجدهم نوامبر جان سپرد.

پس از مرگ وی، در سال ۱۹۲۳ «اسیر» در دو جلد، در سال ۱۹۲۵ «گریخته» در دو جلد، در سال ۱۹۲۷ «زمان بازیافته» در دو جلد، در سال ۱۹۵۲ رمان «ژان سنتوی» در دو جلد و در سال ۱۹۵۳ اثر ناتمام «علیه سنت بوو» به چاپ رسید.

داستان کوتاه خاطره را می توانید در ادامه مطلب مطالعه کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 17:7 توسط لیلا میرعیسی خانی |

رومن گاری با نام اصلی رومن کاسو (Romain Kacew) در ۸ مه ۱۹۱۴ در شهر ویلنا (اکنون: ویلنیوس، واقع در لیتوانی) در خانواده‌ای یهودی به دنیا آمد. در سال ۱۹۲۸، رومن چهارده ساله به همراه مادرش به شهر نیس در کشور فرانسه رفتند. رومن خاطرات نخستین سال‌های زندگی در فرانسه را در کتاب وعدهٔ سپیده دم (Le promesse de l'aube) نوشته‌است.  او در فرانسه به تحصیل حقوق پرداخت، ابتدا در «اکس-ان-پروونس»‌ و سپس در پاریس. در ضمن او در «سالون-دو-پروونس» و در پایگاه هوایی آوورد در نزدیکی بورگس، خلبانی در نیروی هوایی فرانسه را آموخت. پس از اشغال فرانسه توسط نازی‌ها در جنگ جهانی دوم، او به انگلستان گریخت و تحت رهبری شارل دوگل به «نیروهای آزاد فرانسه»‌ پیوست و در اروپا و آفریقای شمالی جنگید.  

نگارش نخستین رمانش، تحصیلات اروپایی (Education Euro peen) را مادامیکه در ارتش بود شروع کرد. در سال ۱۹۴۵، در فرانسه جایزهٔ منتقدین (Prix des critique) را دریافت کرد. همچنین به دلیل خدماتش در ارتش موفق به اخذ جوایز متعددی از ارتش شد.

پس از جنگ، رومن با مدرک حقوق، که از دانشگاه پاریس گرفته بود، و نیز با دیپلم زبان‌های اسلاو که از دانشگاه ورسای دریافت کرده بود، به عنوان دیپلمات در شهرهای مختلف کار کرد. همچنین به عنوان سخنگوی هئیت نمایندگان فرانسوی سازمان ملل ابتدا در نیویورک و سپس در لندن به فعالیت پرداخت. پس از اقامت در نیویورک به دلیل خستگی به مدت سه ماه کار را رها کرد و در سال ۱۹۵۶ به نوشتن رمان «ریشه‌های بهشتی» پرداخت. این داستان نخستین رمان وی بود که برندهٔ جایزهٔ گنکور (Prix des Goncourt) شد.

طی این سال‌ها وی دو بار ازدواج کرد. نخستین همسرش نویسنده‌ایی انگلیسی به نام لزلی بلانش بود. در سال ۱۹۶۳ از وی جدا شد و با هنرپیشه‌ایی به نام جین سیبرگ (Jean Sebreg) ازدواج کرد . رومن زندگیش با سیبرگ را در کتابی به نام سگ سفید (Chien Blanc) به رشته تحریر درآورده ‌است.

رومن در دوران زندگی سیاسی‌اش حدود ۱۲ رمان نوشت. به همین دلیل بسیاری از کارهایش را با نام مستعار می‌نوشت. نام‌هایی مانند: Fosco Sinibaldi, Shatan Bogat , Emile Ajar مادامیکه با نام مستعار امیل آجار به نویسندگی می‌پرداخت، تحت نامی به عنوان رومن گاری نیز داستان می‌نوشت.

گَری فرم امری فعلی با معنای «به دنیا آمدن» در زبان روسی است. به همین دلیل رومن مدل امریکایی شدهٔ این فعل را به عنوان نام مستعار خود انتخاب کرد. البته این انتخاب تا حدودی به دلیل قهرمان رومن، گری کوپر بود . کلمهٔ آجار (تلفظ اصلی: آیار) نیز به لحاظ معنایی نزدیک به کلمهٔ گری است. این واژه در زبان روسی به معنای «ذغال سنگ‌های زنده» است که یک اصطلاح انجیلی و به مفهوم انوار الهی است .

وی دومین جایزهٔ گنکور را با نام امیلی آجر به دلیل نوشتن رمان زندگی در پیش رو به دست آورد. وی تنها نویسنده‌ای است که دو مرتبه موفق به اخذ این جایزه شده‌است. این جایزه تنها یکبار به هر نویسنده تعلق می‌گیرد. به دلیل اینکه وی این رمان را با نام مستعار نوشته بود برای دومین بار توانست این جایزه را دریافت کند و پسرعمویش پائول پالویچ، به جای وی این جایزه را دریافت کرد. رومن بعدها در کتابی به نام «زندگی و مرگ امیلی آجار»  (La vie et mort d'emile Ajar) حقیقت را فاش کرد.

وی همچنین فیلمنامه طولانی‌ترین روز و نیز فیلمنامه قتل (Kill) را نوشت و این فیلم را با بازی همسر دوم خود کارگردانی کرد. رومن گاری در ۲ دسامبر ۱۹۸۰ بعد از مرگ همسرش در سال ۱۹۷۹ با شلیک گلوله‌ایی به زندگی خود خاتمه داد. وی در یادداشتی که از خود به جای گذاشته اینطور نوشته‌است «...دلیل این کار مرا باید در زندگینامه‌ام (شب آرام خواهد بود ، (La Nuit Sera Calme بیابید.» در این کتاب او گفته‌است: به خاطر همسرم نبود دیگر کاری نداشتم.

آثار : تربیت اروپایی - ریشه‌های آسمان - میعاد در سپیده‌دم - سگ سفید - خداحافظ گاری کوپر - لیدی ال - شبح سرگردان - رنگ‌های روز - پرنده‌ها می‌روند در پرو می‌میرند - تولیپ یا لاله - بادبادک‌ها - زندگی در پیش رو - مردی با کبوتر - شب آرام خواهد بود

داستان کوتاه بشر دوست را می توانید در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 9:51 توسط لیلا میرعیسی خانی |

هاروکی موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته خودش در آوریل سال ۱۹۷۴ در هنگام تماشای یک مسابقه بیسبال، ایده اولین کتاب‌اش به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در همان سال یک بار جاز در کوکوبونجی توکیو گشود. در سال ۱۹۷۹ اولین رمانش به آواز باد گوش بسپار منتشر شد و در همان سال جایزه نویسنده جدید گونزو را دریافت کرد و در سال ۱۹۸۰ رمان پینبال ( اولین قسمت از سه گانه موش صحرایی ) را منتشر کرد. در سال ۱۹۸۱ بار جازش را فروخت و نویسندگی را پیشه حرفه ای خودش کرد.  در سال ۱۹۸۲، رمان تعقیب گوسفند وحشی از او منتشر شد که در همان سال جایزه ادبی نوما را دریافت کرد.

در اکتبر ۱۹۸۴ به به شهر کوچک فوجیتساوا در نزدیکی کیوتو نقل مکان کرد و در سال ۱۹۸۵ به سنداگایا . در سال ۱۹۸۵، کتاب سرزمین عجایب و پایان جهان را منتشر کرد که جایزه جونیچی را گرفت . رمان جنگل نروژی در سال ۱۹۸۷ از موراکامی منتشر شد. در سال ۱۹۹۱ به پرینستون نقل مکان کرد و در دانشگاه پرینستون به تدریس پرداخت. در سال ۱۹۹۳ به شهر سانتا آنا در ایالت کالیفرنیا رفت و در دانشگاه هاوارد تفت به تدریس مشغول شد. او در سال ۱۹۹۶ جایزه یومیوری را گرفت و در سال ۱۹۹۷ رمان زیرزمینی را منتشر کرد. در سال ۲۰۰۱ به ژاپن بازگشت.

داستان وقتی آتش خاموش شود را می توانید در ادامه مطلب مطالعه کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 11:38 توسط لیلا میرعیسی خانی |

اورهان پاموک با نام کامل فریت اورهان پاموک (زاده ۷ ژوئن ۱۹۵۲) نویسنده و رمان‌نویس اهل کشور ترکیه و برنده جایزه نوبل ادبیات است. اورهان پاموک در خانواده‌ای پراولاد و مرفه زاده شد. او دروس متوسطه را در کالج آمریکایی " رابرت " در استانبول گذرانید . پس از پایان تحصیلات متوسطه به اصرار خانوادهٔ خود به ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ معماری در دانشکدهٔ فنی استانبول مشغول شد، هرچند پس از مدتی این رشته را نیمه‌تمام رها کرد. اورهان پاموک سپس در دانشگاه استانبول و در رشته روزنامه نگاری به محصیل پرداخت و البته فارغ التحصیل شد هر چند که هرگز به عنوان یک روزنامه نگار مشغول به کار نش .او پیش از اقامتی سه ساله در ایالات متحده آمریکا به سال ۱۹۸۰، علاوه‌بر معماری در رشتهٔ روزنامه‌نگاری نیز مشغول به تحصیل شد.

اولین اثر او با نام تاریکی و نور انتشار یافت و در سال ۱۹۷۹ از سوی مؤسسهٔ انتشاراتی ملیت جایزهٔ ادبی دریافت کرد. بنیاد نوبل اعلام کرد که پاموک با سومین اثر خود قلعه سفید به شهرتی جهانی رسید. او نخستین ترک‌تباری است که این جایزه را دریافت کرده‌است. پاموک در کشور خود نویسنده‌ای بسیار نامدار است و آثار او به بیش از ۴۰ زبان ترجمه شده‌است.

او اظهارات جنجال‌برانگیزی در مورد کشتار ارامنه ای ساکن ترکیه در سال‌های ابتدایی جنگ جهانی اول و کشتار کردهای ترکیه (مربوط به مبارزه با حزب کارگران کردستان) داشت که با واکنش ملی‌گرایان ترکیه مواجه شد و در پی آن در سال ۲۰۰۵ شکایت‌هایی از وی صورت گرفت. در ضمن پاموک از جمله نخستین نویسندگانی به شمار می‌رود که با فتوای مرگ سلمان رشدی به مخالفت برخاست. (منبع : ویکیپدیا)

آثار پاموک : آقای جودت و پسرانش (رمان) ۱۹۸۲ - خانه ساکت (رمان) ۱۹۸۳ - قلعه سفید (رمان) ۱۹۸۵ - کتاب سیاه (رمان) ۱۹۹۰ - چهره پنهان (نمایشنامه) ۱۹۹۲ - زندگی نو (رمان) ۱۹۹۵ - اسم من قرمز است (رمان) ۱۹۹۸ - رنگ‌های دیگر (مجموعه آثار و مقالات) ۱۹۹۹ - برف (رمان) ۲۰۰۲ - استانبول: خاطره‌ها و شهر (خاطرات) ۲۰۰۳ - گنجینه معصومیت (رمان) ۲۰۰۸

داستان آدم های مشهور اثر پاموک را می توانید در ادامه مطلب مطالعه کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 17:9 توسط لیلا میرعیسی خانی |

هر چند که در اینجا از اوکتاویوپاز داستان کوتاهی نقل می شود لیکن او به شاعری مشهورتر است تا بعنوان قصه نویس. پاز در مکزیکوسیتی متولد شد به سال 1914 و در مدرسۀ کاتولیک رومی و سپس دانشگاه ملی تحصیل علم کرد. نوزده ساله بود که نخستین دفتر شعر خود را به دست نشر سپرد. چهار سال بعد به اروپا رفت و جانب جمهوری خواهان را در جنگ داخلی اسپانیا گرفت و با دفتر دوم شعرش به عنوان شاعر پذیرفته شد و با شعرهای بزرگ سورآلیست در پاریس حشر و نشر یافت. در بازگشت به مکزیک چندین نشریۀ ادبی را بنیاد گزارد یا سردبیری کرد و مطالعات خود را در موضوع شخصیت و فرهنگ مکزیکی ادامه داد که نتیجۀ آن پژوهش ها ، هزار توی تنهایی عنوان گرفت. از سال 1962 تا 1968 به عنوان سفیر مکزیک در هند منصوب شد و در پی برخورد خشونت بار دولت با دانشجویان رادیکال ، از مقام خود استعفا کرد. او در انگلستان،فرانسه و ایالت متحده اقامت گزید و سالهای دهۀ 1970 را عمدتا ً در دانشگاه هاروارد گذراند . لذا قصه ای که در پی می آید از آثار دهۀ پنجاه میلادی این شاعر بشمار می رود.

داستان کوتاه موجی که هرگز دریا را ترک نکرد را می توانید در ادامه مطلب بخوانید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 10:38 توسط لیلا میرعیسی خانی |

ولادیمیر ولادیمیرویچ ناباکوف (به روسی  : Влади́мир Влади́мирович Набо́ков) (۲۲ آوریل - ۲۳ آوریل ۱۸۹۹، سنت پیترزبورگ - ۲ جولای ۱۹۷۷، مونترو) نویسنده رمان، داستان کوتاه، مترجم و منتقد چندزبانه روسی-آمریکایی بود.

وی اولین شعرش را در سن ۱۵ سالگی نوشت و قبل از فارغ‌التحصیلی از مدرسه تنیشف، ۲ جلد کتاب شعر چاپ کرده بود.

ناباکوف تحصیلات خود را در دانشگاه کمبریج گذراند و چند سال پس از تبعید اجباری در اروپا، در سال ۱۹۴۰ به آمریکا رفت و تا پایان عمر خود آنجا ماند. ناباکوف با انتشار رمان لولیتا به اوج شهرت رسید. ناباکوف این رمان را در سال ۱۹۵۵ میلادی و به زبان انگلیسی به نوشته و در پاریس منتشر کرد.

تا زمان مرگش در سال ۱۹۷۷، ناباکوف ۱۸ رمان، ۸ مجموعه داستان کوتاه، ۷ کتاب شعر و ۹ نمایشنامه منتشر کرده بود.

کتاب‌ها : مجموعه داستان‌های کوتاه ولادیمیر نابوکف - پنین - دفاع لوژین - خنده در تاریکی - زندگی واقعی سباستین نایت - دعوت به مراسم گردن زنی - ماری - اختراع والس (نمایشنامه) ( منبع : ویکیپدیا)

داستان کوتاه ناتاشا را میتوانید در ادامه مطلب مطالعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 16:1 توسط لیلا میرعیسی خانی |